![]() |
![]() |
|
| دوستت دارم ها ا |
|
شب یلدا خوش بگذره دوستان
|
|
طی شد اين عمر تو دانی به چه سان ؟! پوچ و بس تند چنان باد دمان همه تفسير من است اين كه خودم می دانم كه نكردم فكری كه تامل ننمودم روزی ساعتی يا آنی كه چه سان می گذرد عمر گران !!! كودكی رفت به بازی به فراغت به نشاط فارغ از نيك و بد و مرگ و حيات همه گفتند كنون تا بچه است بگذاريد تا بخندد شادان كه پس از اين گردش فرست خنديدن نيست بايدش ناليدن من نپرسيدم هيچ كه پس از اين ز چه رو نتوان خنديدن هيچ كسی نيز نگفت زندگی يعنی چه چرا می آييم |
|
گرمي دست هايت چيست که دستهايم آنها را ميطلبد ؟ در آينه چشمهايم بنگر چه ميبيني؟ آيا ميبيني که تو را ميبيند؟ صداي طپش قلبم را ميشنوي که فرياد ميزند دوستت دارم؟ |
|
بر دفتر قلبم که هر برگش را با نام تو شروع کردم مي نويسم: زيستن را نه براي زندگي که براي رسيدن به تو مي خواهم |
تقدیم به تو س |
|
سلام من یه مدته که وبلاگمو اپ نکردم بازم از نظرات خوبتون ممنونم
|
|
اگر باران بودم ،آنقدر مي باريدم تا غبار غم از دلت بردارم اگر اشك بودم ، مثل باران بهاري به پايت می گريستم اگر گل بودم شاخه ايي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم ،آهنگ دوست داشتن را برايت مي نواختم ولي افسوس كه نه بارانم ،نه اشك ،نه گل و نه عشق اما هر چه هستم
|
|
مـــن به تو احتیــــاج دارم زیـــــرا می توانم بـــرای نجــات از تنهایــــی کنار تو بنشینم بـا تو حرف بزنم از تــو بیامـــوزم و بـــا تو دنیای دیگـــری را احساس کنـــم
|
|
تقدیم به بهترینم
چه دلتنگم....چه بی صبرانه می خواهم در آغوشت بیاسایم... چه غمگینانه چشمانم به راه تست.... دلم می خواست... در آهسته وا می شد... به گوشم می رسید آنگاه... طنین دلنواز گام های استوار تو... دلم می خواست... بی پروا به سویم گام برداری.. مرا آنگونه که... دلهای ما همیشه می خواهد... به بر گیری... و غرق بوسه سازی... دیدگان اشک بارم را... و من...ناباورانه خیره گردم در نگاه تو... که در آن لحظه هم باور نخواهم کرد... به پایان آمده این انتظار تلخ مرگ آور.....
|
![]()
قلبم را تقديمت ميکنم موجي از عشق را بر ساحل وجودت ميفرستم يک نفر ....... يک جايی ...... تمام رويا هاش لبخند توست و زمانی که به تو فکر ميکنه احساس ميکنه که زندگی واقعا يا ارزشه پس هر وقت احساس تنهايی کردی اين حقيقت را به خاطر بسپار يک نفر ....... يک جايی ...... در حال فکر کردن به توست
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام خدا
من سمانه 19 ساله ساکن شهر کرمانشاه شهر عشق هستم این وبلاگ را به تمام عزیزانم تقدیم میکنم به خصوص به پدرعزیزم امیدوارم که همیشه از من راضی باشد وروحش شاد گردد. |
| پیوندهای روزانه |
|
خونه عشق من و تو سوم شعبان احمدی عزیزم بهترینم آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
86/09/01 - 86/09/30 86/08/01 - 86/08/30 86/07/01 - 86/07/30 86/06/01 - 86/06/31 86/05/01 - 86/05/31 |
|
RSS
|